خرید بک لینک
دیروز یازده بهمن نود و پنج، یکی از روزهایی بود که من خدارو کنارم به شدت حس کردم. روز قبل اومدم تهران و صبح ساعت پنج رسیدم راه آهن، یک ساعتی نشستم تا هوا کمی روشن بشه، ساعت شش آروم آروم از راه آهن اومدم بیرون و به سمت اتوبوسهای بی آر تی راه آهن تجریش رفتم. سوار شدم و رسیدم تا دم خیابون دانشکده. حس تر

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام

همین که این صفحه رو باز کردم، آرامش عجیبی اومد توی دلم. خدایا همه استرسهامو با قلب و نگاه مهربونت پاک کن. خدایای مهربونم میدونی که به چه بدبختی درس خوندم و چقدر این استرس منو اذیت کرد. خودت شاهد باش و حضورت رو مثل دفاع از پروپزال بهم نشون بده. خداوندا امیدم توی این امتحان فقط به تویی هست که شک ندارم تنهام نمیگذاری.

فردا میام و از آزمونی که برگذار شد بیشتر مینویسم.

نوشته شده توسط NiceMoon | لینک ثابت |

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام آزمون جامع دادم و تموم شد. دیروز آزمون کتبی بود و امروز آزمون شفاهی برگذار شد. نمیدونم. زیاد از نتیجه آزمون راضی نیستم و امید چندانی بهش ندارم. اگر هم قبول نشدم مهم نیست. شهریور دوباره آزمون میدم. کلی کار دارم توی این بازه که باید انجامشون بدم. ولی خیلی خوب میشه که این امتحان هم پاس بشه و تموم

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام خدای مهربونم ممنونم که نذرم رو قبول کردی و من رو لایق بندگی خودت دونستی. بعد از آزمون جامع رفتم خرید کردم و شب سوار قطار شدم و برگشتم خونه. طبق معمول ساعت 5.10 صبح رسیدم شهر محل سکونتم و همسری اومد دنبالم. رفتیم خونه و خوابیدیم تا حدود ساعت 10 صبح. بعد وسایلمون رو جمع کردیم و رفتیم ولایت. رسیدی

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام اولین پستی هست که توی سال 96 میگذارم. عید امسال، اولین عیدی بود که من متاهل بودم. در کل روزها خیلی خوش گذشت. روز سیزده بدر هم که تموم شد، سرماخوردگی تقریبا شدیدی گرفتم و تا همین الانم چشمم و گلوم عفونی شده و هنوزم درد میکنه. زندگی دو نفره ما خیلی عاشقانه داره سپری میشه و خداروشکر هیچ مشکلی توی

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

امروز یکی از خبرهای خیلی بد مالی که میتونستم بشنوم رو از کارشناس آموزش شنیدم. یک لحظه سرم گیج رفت. واقعا چقدر اینها بدبخت و بیپول شدن که به حقوق چندرغاز دانشجو چشم دوختن. اونوقت خیلیها حقوقهای میلیارذی میگیرن و کیف میکنن. خدایا یه کاری کن که همیشه اندازه تلاشم و کاری که میکنم و زحمتی که قبلا کشیدم د

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

با سلام خدمت خدای خوب و مهربون خودم خدای عزیزم، چند روز پیش برام مشکلی پیش اومد که توی پست قبلی وبلاگم نوشتم و ازت خواستم کمکم کنی و گفتم که تابع حکمت و کرم تو هستم. همون روز من برگشتم خونه، توی قطار بودم و حالم اصلا خوب نبود. سرماخوردگی بدجوری حالم رو به هم زده بود زار زار هم گریه میکردم. همه زنگ م

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام خدای خوبم کمکم کن به تصمیمی که الان گرفتم بتونم عمل کنم خیلی وقته که در انجام خیلی از کارها و به ویژه کارهایی که به عنوان تکلیف و وظیفه محسوب میشه بدحوصله هستم. مثل نگارش فصول کتابی که قراره چاپ کنیم. نوشتن مقاله طرح و خیلی از کارها مثل پروژه هایی که برداشته بودم. به خودم قول میدم کمی حوصله داش

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام امروز دهم اردیبهشت هست. من دیروز اومدم و تهران و خوشبختانه همه چیز داره خوب پیش میره. این چند وقت یکی دوتا از کارهای سنگین مربوط به پروژه هایی که قرار بود کار کنم انجام دادم. یه کار دیگه به کارهام اضافه شد و یه خوش شانسی مالی دیگه به روزهای بهاری من اضافه شد. الان میتونم یک سوم دیگه از بدهیهامو

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

سلام خرداد از نیمه گذشته و من چندباری رفتم تهران و برگشتم ولی متاسفانه فرصت نشده تا بیام و در مورد اتفاقات مهم زندگیم بگم. خرداد برای من ماه خاصی بود. بعد از کلی تلاش و کوشش برای تموم کردن فصلی از کتاب که قرار بود به خانم دکتر تحویل بدم و تموم کردن گزارش طرحی که سال نودو چهار تصویب شده بود و هنوز تم

برچسب: نویسنده: کیان هاشمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:25

صفحه بندی